الملا فتح الله الكاشاني

351

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

پرسيد مولاى او گفت كه وفات نمود رسول بنفس نفيس خود متولى تكفين و تغسيل وى شد مهاجر و انصار از اين تعجب نمودند حق تعالى آيه مذكوره را فرستاد در آن بيان نمود كه نسب را اثر نيست بلكه فضيلت و كرامة و شرافة بتقوى و پرهيزكارى است و از امام زين العابدين عليه السلام منقولست كه دوزخ مخلوق نشده مگر براى كسى كه نافرمانى كند به خدا و در طريقهء عصيان سلوك نمايد اگرچه آنكس سيد قرشى نسب باشد و بهشت خلق نشده مگر براى آنكه فرمان الهى برد و كمر انقياد او در ميان بندد اگرچه آنكس غلام حبشى باشد و از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منقولستكه هر كه خواهد كه گرامىترين مردمان باشد بايد كه از خداى تعالى بترسد و طريقهء پرهيزكارى را پيش گيرد از ابن عباس نقل استكه بزرگوارى دنيا بغناست و بزرگوارى آخرت بتقوى و نيز فرموده كه خداى تعالى روز قيامة خطاب كند به بندگان كه امر كردم بشما پس ضايع ساختيد آنچه عهد كرده بودم بشما و به عمل نياورديد و بلند گردانيديد نسبهاى خود را پس امروز گرامىترين شما نزد من پرهيزكارترين شماست مرويستكه شخصى از عيسى عليه السلام پرسيد كه كدام مردمان افضلند عيسى دو قبضه خاك برداشت فرمود كه هيچكدام يك از اين دو قبضه بر يكديگر راجح نيستند بلكه هر دو مساوى هم‌اند مردمان نيز چون كه همه از خاك مخلوق شده‌اند در اصل خلقت بر يكديگر راجح نيستند پس اكرم ايشان اتقى ايشان است در معالم التنزيل مذكور استكه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه حق سبحانه و تعالى همه مردمانرا به دو قسم ساخت و مرا داخل قسمى ديگر گردانيد كه بهتر باشد كقوله تعالى و اصحاب اليمين ما اصحاب اليمين و اصحاب الشمال ما اصحاب الشمال پس من از اصحاب اليمينم بعد از آن اين هر دو قسم را بسه قسم كرد و مرا بهترين اين سه قسم گردانيد كه بهتر باشد و ذلك قوله تعالى فاصحاب الميمنة ما اصحاب الميمنة و السابقون السابقون پس من از سابقانم و بهترين سابقانم و بعد از آن اين سه قسم را قبايل ساخت و مرا در بهترين قبيله خلق فرمود كه و جعلناكم شعوبا و قبائل پس من اتقى ولد آدمم و اكرم ايشانم نزد خداى تعالى و من اينسخن را از نزد پروردگار ميگويم نه بر وجه افتخار پس آن قبايل را شعوب گردانيد و مرا بهترين بيتى وضع فرمود و قال انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا پس من و اهل من مطهريم از جميع ذنوب - آورده‌اند كه جمعى از بنى اسد در سال قحط با جمعى ذرارى و اثقال و احمال نزد پيغمبر آمدند و اظهار كلمهء اسلام كردند و در باطن ايمان نداشتند و جاحد رسالت بودند و بجهة انبوهى مدينه بر ايشان تنگ گشت پس در مساجد و مقابر مسلمانان فرود آمدند و كوچهاى مدينه را بعذرات ملوث كردند و نرخها گران كردند و صبح و شام نزد حضرت ميآمدند و ميگفتند عرب تنها بنزد تو آمدند و بر پشت مراكب نشسته بىاولاد و اتباع و خدم و حشم و ما آمديم با جميع